على محمدى خراسانى
293
شرح رسائل (فارسى)
قاطع بر حجيت اجماع منقول داريم تا از تحت اصل اولى خارج باشد يا نداريم ؟ در اين زمينه دو نظريه مطرح است : 1 - جمع كثيرى از متقدمين معتقد بودند كه اجماع منقول از جمله ظنون خاصه است و استدلال مىكردند به اينكه : اجماع منقول هم فردى از افراد خبر واحد ثقه است و همان ادلّهاى كه خبر واحد را حجت مىكند اجماع منقول را هم حجت مىكند كه در آينده آن ادلّه مطرح خواهد شد بنابراين ميان حجيت خبر واحد و اجماع منقول ملازمه وجود دارد يعنى اگر خبر واحد حجت است بايد اجماع منقول هم حجت باشد و اگر اجماع حجت نيست پس خبر هم نبايد حجت باشد همانطورىكه زراره انسان موثقى است و قول امام را براى ما حكايت مىكند با تعبير قال الصادق ( ع ) همچنين شيخ طوسى كه انسان موثقى است رأى امام را با لفظ اجمع الفقهاء براى ما نقل مىكند پس اگر حجتند بايد هر دو حجت و اگرنه نه و بلكه اجماع منقول رتبهاش از خبر واحد هم بالاتر است زيرا كه خبر گاهى با چندين واسطه به امام ( ع ) منتهى مىشود ولى حاكى اجماع مستقيما و بلا واسطه حكم شرعى را حكايت مىكند لذا به منزله خبر عالى السند است . پس اگر خبر واحد حجت است بايد بطريق اولى اجماع حجت باشد و در نتيجه همهء اقسامى كه براى خبر واحد بود براى اجماع منقول هم هست از قبيل : اجماع صحيح : اگر ناقل آن امامى عدل باشد اجماع حسن : اگر ناقل آن امامى ممدوح باشد اجماع موثق : اگر ناقل آن ثقهء غير امامى باشد اجماع ضعيف : اگر ناقل آن فرد فاسق يا مجهول الحالى باشد و نيز همهء احكامى كه خبر واحد دارد اجماع منقول هم خواهد داشت از قبيل : مخصص بودن نسبت به عام قرآنى و هكذا تقييد و تفسير و . . . و از قبيل